قد کوتاه مهارت با متر مدیران کوتوله

(توضیحات:این یادداشت کوتاه صرفا به منظور انتقاد از سبک مدیریت مهارت در یک استان خاص نیست و به دلیل اینکه متاسفانه تکثر الگوهای غیر رسمی مدیریت در بعضی از مناطق زیر مجموعه‌ی سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای از نرم بالایی برخوردار است، می‌تواند با اشتراک تجارب خوب و بد آنها در اصلاح ساختار سازمانی و بهسازی رویه‌ها و روش‌ها راهگشای همکاران و بالاخص مدیران سازمانی باشد)

کارشناسان حوزه‌ی رسانه معتقد هستند که هر نوع انتقاد را باید با صبر و حوصله و منطق در مرحله‌ی اول شنید و در مرحله‌ی بعدی با استفاده از ظرفیت‌های ارتباطی موجود در سازمان‌ها، مانند: روابط عمومی، دبیرخانه، اداره‌ی حقوقی و حتی بصورت خصوصی‌تر با انتشار جوابیه‌ی حوزه‌ی مدیریت، پاسخ داد و بدینوسیله از طریق روشهای منطقی به تنویر افکار عمومی و ابهام زدایی از انتقاد ولو از نوع کور آن پرداخت.

داستان انتقاد از متولی مهارت آموزی در استان مورد نظر ما از آن نوع حکایت هایی است که برخلاف نظر کارشناسان، معمولا به علت عدم ظرفیت مدیران منطقه، با اشکال و شیوه‌های غیر قلمی و در ماهیت‌های غیر رسانه‌ای پاسخ داده می‌شود، حداقل در چهار ساله‌ی اخیر، هرگونه نظریه و‌ یا تئوری بر خلاف جریان تیم تقلیلگرای مدیریتی موجود، محکوم به برخورد چکشی و یا در شرایط کمی بهتر طی کردن مراحل تطمیع، تهدید و تخریب بوده است، امید است این رویه‌ی ناصواب حداقل از این یادداشت به بعد مورد تجدید نظر قرار گیرد و بصورت علمی و غیر چکشی به آن پاسخ داده شود.

اولین انتقاد اساسی به نظام مهارت آموزی در این استان به چیستی و ماهیت نحوه‌ی مدیریت سازمان و اداره‌ی سیستم غیر مشارکتی آن برمی‌گردد، در سالهای اخیر حذف کارشناسان واقعی از نظام پیشنهادات و مشارکت در تصمیم گیری‌های جمعی با اعمال قدرت استبدادی بر جلسات و نشست‌های عمومی، عملا خروجی‌های جلسات فرمایشی را به افکار فردی و نظر تک بعدی مدیر تقلیل داده است، این شیوه‌ی مدیریت ویرانگر دو اثر مخرب عمده در بدنه‌ی سازمان و منابع انسانی آن برجای گذاشته است:

اولین اثر مخرب، تمرکزگرایی و اتخاذ سیاست و تصمیم‌های تک بعدی و غیرکاربردی برای زیرمجموعه‌های دور و نزدیک سازمان است بطوریکه بیشتر تصمیمات و خط مشی‌های دیکته شده اولا رای و نظر یک نفر بیشتر نیستند و لذا معمولا در خط مقدم مهارت آموزی جدی گرفته نمی‌شوند و صدالبته در صورت جدی گرفته شدن، به علت ماهیت غیرکارشناسی، سوء اثراتشان بر تاثیرات مثبت آنها می‌چربد، دوما این انجماد فکری اجازه‌ی بومی سازی و چکش کاری به بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های ستادی را نیز به منظور تسهیل در اجرا نمی‌دهد و غالبا آنها هم قربانی فضای عدم اطمینان از تصمیمات محفلی اول می‌شوند.

دومین اثر منفی شیوه‌ی مدیریت تک بعدی بر پیکره‌ی منابع انسانی سازمان است، امروزه عملا تئوری مدیریت مشارکتی، تئوری غالب بر بیشتر سازمانهای موفق دنیاست، در این شرایط بدیهی، عقبگرد و بازگشت به سیستم رئیس و مرئوسی و فرماندار و فرمانبری، قطعا بازگشتی ناموفق و شکست خورده است، نتیجه‌ی حذف تجارب، اندیشه و فکرهای ناب خط عملیات مهارت و جایگزینی آنها با سلائق متملقانه کبوتران حرم و تئوری سنتی بادمجان دور قاب چینی، وضعیت امروزه‌ی استان است که به‌ بیشتر از نیمی از کارشناسان خبره و خوب آن یا کاری واگذار نشده است و یا آنها انگیزه‌ی انجام آن را در خود نمی‌بیند.

در حال و هوای امروزی نظام آموزش فنی و حرفه‌ای منطقه‌ی ما، این جمله‌ی منتسب به صادق هدایت که می‌گوید: «در سرزمینی که سایه‌ی آدم های کوچک بزرگ شد، در آن سر زمین آفتاب در حال غروب کردن است»، جمله‌ی نا آشنایی نیست، حتی با رد این فرضیه، در صورت استمرار حکومت مطلقه‌ی مدیران کوتاه قامت، مشورت ناپذیر، خودرای و در عین حال وابسته به کانونهای محفلی قدرت، بر آن، نباید انتظار این غروب غم انگیز را در آینده‌ای نزدیک نداشت .

البته این نظام منزوی، منفعل و بیمار محصول عملکرد امروز نیست، ستون‌های این عمارت لرزان سالهای قبل پی‌ریزی شده است و امروز در حال به بار نشستن اثرات ویرانگر آن هستیم، هنگامی که پایه‌های نظام مدیریت یک سازمان بر مبنای کشف و بسط استعدادهای ضعیف و غیر نقاد، مطیع، بله قربان گو و متزلزل قرار بگیرد، مسلما این کوتوله‌ها هستند که می‌توانند دیده و شنیده شوند، اگرچه شاید فرهنگ کوتوله پروری در یک مقطع کوتاه با ارائه‌ی آمارهای صوری و غیر واقعی و در عین حال مشتری پسند، قادر باشد، چهره‌ای موجه از سازمان به نمایش بگذارد، اما تجربه نشان داده است که این روتوش تزویری چهره،‌ همیشه پابرجا نیست، موضوعی که امروز با سرباز زدن زخم‌های کهنه‌ی متاثر از سوء مدیریت در منطقه‌ی مورد بحث ما درحال گذار از چالش به بحران است.

رویکرد کمی با تاکید بر نمایش اعداد و ارقام، کیفیت گریزی، انتقاد ناپذیری، فرار از قاطبه‌ی کارکنان مورد غفلت واقع شده، همراه با تاکید بر چند مرکز محدود و علاقه‌ی سلطان مهارت در استان ما به التماس مدیران زیر دستی برای جذب حق و حقوق قانونی زیرمجموعه‌ی تحت مدیریتشان مانند: تنخواه، هزینه‌های جاری آب و برق و گاز و تلفن، اعتبارات عمرانی، تعمیراتی و … مسئولیت را در این استان به مترسکی تبدیل کرده است که نه تنها توان محافظت از مزرعه خود را ندارد، بلکه حتی در نگهداری کلاه پوشالی خود در برابر کلاغها دچار مشکل است.

در استان ما مسئولیت فاقد هرگونه اهرم و ابزار تنبیهی و تشویقی است، حتی اضافه‌کارهایی که باید بر مبنای یک اشل از پیش تنظیم شده دیکته شوند، در اتاق مدیر تغییر پیدا می‌کنند، و شان روسای مراکز، صرفا به کنترل ورود و خروج همکاران تقلیل پیدا کرده است.

—————
پ.ن
شما هم می‌توانید مشاهدات و تجربیات خود از نظام مهارت آموزی با ما به اشتراک بگذارید!
*برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص پدیده مدیران کوتوله به یادداشت قبلی نویسنده در شماره ۹۷/۳/۳۱-۳۱۷۵ روزنامه شرق مراجعه شود.

Avatar

محمدسلیم عباسی

متولد ۱۳۵۱ کارشناس آموزش فنی و حرفه‌ای و مدرس دانشگاه، مهندس برق الکترونیک، کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش تحول و دکترای زبان و ادبیات فارسی

محصولات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *