Light Bulb Ideas Creative Diagram Concept

یک الگوی برتر نظام آموزش مهارتی

سیاست‌های کلان و اسناد بالادستی کشور، بر مبنای بندهای (۱) و (۲) سیاست‌های کلی اشتغال و بندهای (د) و (هـ) ماده(۲۱ ) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۸۹/۱۰/۱۵ و همچنین قانون نظام جامع آموزش و تربیت فنی، حرفه ای و مهارتی شماره ۲۸/۷۸۹۵۶مصوب ۹۶/۹/۱۹ مجلس شورای اسلامی، سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور را متولی گسترش شایستگی حرفه‌ای، ارتقای جایگاه آموزش و تربیت فنی، حرفه‌ای و مهارتی، کاهش فاصله سطح شایستگی نیروی کار کشور با سطح استاندارد جهانی، هماهنگی در سیاست گزاری کلان، مدیریت در برنامه‌ریزی آموزش‌های فنی، حرفه‌ای و مهارتی و تربیت نیروی کار شایسته، معرفی می کند، در این قوانین به صورت شفاف بر وظیفه اصلی سیاستگذاری آموزشهای مهارتی با محوریت سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور تاکید شده است.

این یاداشت در راستایی ارائه راهکار به منظور تحقق این سیاست ها و با تاکید بر قوانین و اسناد بالادستی سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور و بلاخص بهره برداری کارا و موثر از نظام جامع آموزش و تربیت فنی،حرفه ای و مهارتی بر اساس یک الگوی آموزشی جدید، به نام “آموزش همگام با کار”، تلاش می کند به موضوع چالش فقر مهارتی و یک راهکار مطمئن برای حل این مسئله که در حال حاضر به یکی از عامل های زیر بنایی معضل بیکاری در کشور تبدیل شده است، بپردازد

تا به امروزه سبک غالب بر ارائه آموزشهای مهارتی در کشور، تمرکز بر سیستم آموزش های فنی و حرفه ای از دو طریق بخش فربه دولتی و بخش نحیف خصوصی رقم خورده است، شعار حمایت از بخش خصوصی و حرکت به سمت غیر دولتی کردن آموزشهای مهارتی در حالی تکرار مکررات است که در عمل، نشانه‌های واقعی از تغیر نگرش به سمت حمایت از بخش آموزشهای مهارتی خصوصی دیده نمی شود، هر ساله اضافه شدن به مراکز فنی و حرفه ای دولتی در کنار استخدام و تبدیل وضعیت سالهای اخیر مربیان سازمان که غالبا با فشار نمایندگان مجلس شورای اسلامی همراه بوده، خود موئید این نکته مهم است، چالشی که نه تنها اضمحلال بسیاری از موسسات کارآموزی آزاد در سطح کشور را به دنبال داشته است، از زاویه ای دیگر به دلیل ثابت ماندن سرجمع میزان اعتبارت تخصیصی به سازمان، باعث کم شدن سرانه رفاهی کارکنان سازمان نیز شده است، این کاهش نیز بنحوی با افزایش بار فشار ناشی از وضعیت تورم، به بی انگیزگی بخش عظیمی از منابع انسانی سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای اعم از مربیان و کارمندان آن منجر است.

اگرچه این کلیت و نگاه از بالا همه ماجرا و واقعیت های موجود در سیستم مهارت آموزی کشور نیست، اما می توان به جرأت اذعان کرد که بخش مهم و تاثیر گزاری از آن است، راهکار برون رفت از این چالش و حرکت به سمت افق های روشن نظام جامع آموزش و تربیت فنی، حرفه ای و مهارتی در گرو تحول، تغیر رویکرد و نگرش جدید درون سازمانی و برون سازمانی به این مقوله مهم است.

در عاملهای محاطی و‌برون سازمانی حمایت همه جانبه دولت و نمایندگان مجلس و پذیرفتن سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور به عنوان رکن مدیریت ارشد و سیاستگذار در نظام جامع مهارت آموزی یک ضرورت بی بدیل است، در عوامل محیطی و درون سازمانی نیز گرایش به سمت تعدیل و چابک سازی و ظاهر شدن سازمان در نقش اصلی برنامه‌ریز زیر مجموعه های قانونی، به همراه تغیر رویکرد به سمت اجازه‌ی ورود قدرتمند بخش خصوصی، می‌تواند مفید فایده تلقی شود.

با این اوصاف و توجه به چالشهای فوق و بسیاری از چالشهای دیگر مانند، کمبود اعتبارت و به دنبال آن کسری تجهیزات و بروز نبودن کارگاهای آموزشی، رسوخ مدرک گرایی مزمن در بدنه سیستم ارزشیابی و سنجش که گریبان گیر این نظام است، باز هم نمی توان منکر تاثیر گذاری و نتایج مثبت آموزشهای مهارتی در بازار کار شد.

کارشناسان پشت پرده بیکاری و از دست رفتن بسیاری از فرصت های شغلی جوانان را فقدان مهارت می دانند، امروزه گرایش به آموزشهای تئوری در کنار کسر مهارت نیز یکی از معماهای پیچیده موثر بر عدم اشتغال جوانان است، که بدون شک کلید حل این معما در دست سازمان آموزش فنی و حرفه ای است.

اما علیرغم این موفقیت های نسبی، امروزه شیوه کار سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور در ارائه آموزشهای مهارتی، ارتقاء شغل و احراز شایستگی تلفیقی از چند الگوی سنتی است، الگوهایی که در حال حاضر در جوامع صنعتی و توسعه یافته منسوخ شده اند و یا حداقل به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند.

آموزشهای کارگاهی رایج ترین این شیوه هاست که با توجه به استانداردهای شغلی تدوین شده و تجهیزات و ابزارآلات مورد نیاز در سر فصل های آموزشی آنها و همچنین توانایی مربی بر اساس نظام بازآموزی تربیت مربی و مجموعه عوامل پشتیبان در مراکز ثابت و موسسات کارآموزی آزاد، در دستور کار واحد آموزش سازمان قرار دارند، در کنار مزیت این شیوه در انتقال مهارت های پایه به کارآموز، گسستگی از بازار کار با توجه به رشد برق آسای فناوری و هزینه های سنگین به روز رسانی و غیرکاربردی بودن نتایج حاصله از این آموزش‌ها، بنحوی هرز رفت منابع، در کنار محدود بودن حرفه های آموزشی از معایب عمده این سبک آموزشی تلقی می شود، علاوه بر موارد فوق اشباح بازارکار در یک بازه زمانی محدود و به دنبال آن افت متقاضیان آموزشی این کارگاههای هزینه بر را نیز می توان از معایب این الگوی سنتی مهارت آموزی عنوان کرد.

شیوه های آموزش در تیم های سیار شهری، روستایی، جوار دانشگاهی، صنایع و اصناف و سگونت گاههای غیر رسمی، ندامتگاهها و پادگان نیز کم و بیش از این الگوی غالب پیروی می کند که با توجه به سنگینی هزینه تجهیز مستقل و بروزرسانی این کارگاهها و تامین مواد مصرفی آنها حتی نسبت به کارگاههای ثابت از بازدهی کمتری نیز برخوردار هستند، تنها الگوی موفق تر در نظام آموزشی حاکم بر سازمان آموزش فنی و حرفه ای را می توان نظام استاد شاگردی نوین دانست که البته به دلیل گرفتار شدن در مسیر دستور العملی پیچیده، خود به یک شیوه آموزشی مظلوم و منزوی تبدیل شده است.

الگویی” مهارت آموزی همگام با کار” یک الگوی ساده مبتنی بر استاندارد و کاملا اثر بخش است که می تواند در کنار نقاط قوت موجود در آموزش کارگاهی ثابت، نقاط ضعف و چالشهای موجود در آن سیستم را بصورت خودکار بی اثر و حتی فیلتر نماید.

در این سیستم با شناسایی کارگاههای استاندارد آموزشی مورد تایید سازمان و احصاء حرفه های قابل آموزش در آن و تعریف ظرفیت آنها، کارجویان به سمت مسیر آموزش همکام با کار در این مکانها هدایت می شوند، در کنار سیستم آموزشی غیر متمرکز، پذیرش کارآموز و نظام سنجش و تعین صلاحیت حرفه ای در این الگو می تواند متمرکز باشد، با توجه به ماهیت غیر دولتی قریب به اتفاق کارگاهای تولیدی و خدماتی و شرکت های هدف، در این سبک به خودی خود حرکت به سمت خصوصی سازی و تحقق و تحکیم جایگاه بخش بزرگی از اصل ۴۴ قانون اساسی اتفاق می افتد، یک مزیت ممتاز دیگر این شیوه آموزشی علاوه بر آموزشهای بروز با تجهیزات کافی که اعمال بار مالی محدودی بر پیکره سازمان دارد، افزایش ظریب اشتغال حرفه آموز به میزان قابل توجهی و امکان جذب او پس از فراغت از آموزش در بدنه سیستم نیز از قابلیت‌های خوب این الگو به حساب می‌آید.

در الگوی “آموزش همگام با کار”، کارگاه آموزشی، در حقیقت همان محیط واقعی کار است، تعداد کارآموزان می تواند از ۴ الی ۱۲ نفر متغیر باشد و یا بر مبنای ظرفیت و مساحت محیط کارگاه کم و زیاد شود، این فرآیند با استفاده از تجهیزات موجود کارگاهی و با رعایت نکات ایمنی و بهداشتی انجام می پذیرد، یک مربی با تحصیلات دانشگاهی در کنار مدیر و سرپرست کارگاه می تواند به انتقال مفاهیم و دانش تجربی کارآموزان کمک کند و باعث افزایش موثر عملکرد آنها دربازه زمانی مورد انتظار باشد.

“آموزش همگام با کار” نیاز به فراهم کردن بستر مناسب و ارائه بسته های تشویقی از طرف دولت دارد، این بسته ها می تواند معافیت های مالیاتی یا تسهیلات بانکی و یارانه ای در پرداخت بیمه های تامین اجتماعی و سایر مشوق های صادراتی و یا تخفیف در تعرفه های وارداتی باشد، تعهدات متقابل کارگاه در برابر این بسته های تشویقی ارائه آموزش به کارآموزان با پیمانه نفر-ساعت، در یک بازه معین با شرایط ثانویه قبولی در آزمون و اخذ گواهینامه می تواند تعین شود.

در این الگو به میزان ظرفیت های فنی، صنعتی، کشاورزی، خدماتی و هنری جامعه می توان بدون تحمل بار مالی اضافه بر دولت و با استفاده از توان بالفعل بخش خصوصی کارگاه ایجاد کرد، تنوع رشته و حرفه با رشد بسیار بالایی روبرو خواهد شد و در حقیقت آموزش مشاغل منسوخ و بدون مشتری به خودی خود حذف و نیاز سنجی مبتنی بر نیاز واقعی بازار کار بصورت نامحسوس و خودکار در نظام آموزشی اعمال خواهد شد.

هزینه استفاده از تکنولوژی های نوین و دانش روز نیز در شیوه “آموزش همگام با کار” به دلیل اقتصادی و کاربردی بودن و توجیه آن در بازار کار به میزان قابل ملاحظه ای پایین می آید، در حین حال که منسوخ شدن حرفه ای مهارتی و اشباح بازار کار در این الگوی آموزشی هیچ جایگاه و پایگاه و مخاطره‌ای ندارد.

بطور خلاصه، سبک جدید آموزشهای مهارتی «همگام با کار» را می توان تلفیقی از شیوه های استاد شاگردی نوین و آموزش جوار کارگاهی دانست، الگوی قدرتمندی که علاوه بر تاثیر مثبت غیر قابل انکار در توسعه اقتصادی، بطور حتم ۸ مزیت کلان و عمده زیر را در سیستم آموزشهای فنی و حرفه ای به همراه خواهد داشت؛
۱-ورود به دنیای مدرن و یکپارچه آموزشهای مهارتی همگام با کشورهای توسعه یافته
۲-صرفه جویی قابل ملاحظه در خرید تجهیزات و به روز رسانی کارگاههای مهارتی و مواد مصرفی
۳-افزایش رشته و تنوع حرفه ها
۴-تمرکز زدایی
۵-خصوصی سازی واقعی
۶-ارتباط دو‌سویه با بازار کار
۷-آموزش مبتنی بر نیازسنجی واقعی
۸-ظاهر شدن سازمان در نقش اصلی و واقعی سیاستگذاری کلان و حاکمیتی

آینده پژوهی در مدیریت منابع انسانی نشان می دهد که دیدگاه امروزی سرمایه‌ای به این منابع در حال تغیر و تحول بنیادین است، در آینده تلقی مفهوم «بزرگترین سرمایه سازمان» از کارکنان و در مسیر ارتباط آزاد به همراه رشد در مسیر شغلی، صرفا یک پدیده ذهنی است که از منظر جامعه شناسی از اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود، پذیرفتن منابع انسانی به عنوان همراه و همسفر سازمانها در مسافرت زندگی و برقراری ارتباط رک و راست و بی واسطه با آنها و رشد در تناسب فیزیکی سلامت روان و شادی و شکوفایی توام سازمان و نیروی انسانی نتیجه مطالعات آینده پژوهی در حوزه منابع انسانی و سازمان است، مطلبی که به عنوان یک نظریه علمی، می تواند، پیش فرض و پشتیبان رویکرد “آموزشهای همگام با کار” در سازمان آموزش فنی و حرفه ای، تلقی شود.

Avatar

محمدسلیم عباسی

متولد ۱۳۵۱ کارشناس آموزش فنی و حرفه‌ای و مدرس دانشگاه، مهندس برق الکترونیک، کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش تحول و دکترای زبان و ادبیات فارسی

محصولات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *